فرهنگ مردمی در شاهنامه فردوسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

1. کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دَری، دانشگاه حکیم ناصرخسرو بلخی، بغلان، افغانستان.

چکیده

شاهنامه، بی‌هیچ گزافه و گمان، بی‌هیچ چون و چند، نامة ورجاوند و بی‌مانند فرهنگ ایران است؛ دریایی است توفنده و کران ناپدید که خیزابه‌های هزاره‌ها، در آن، دمان و رمان، سترگ و سهمگین، بشکوه چون کوه، بر یکدیگر در می‌غلتند؛ خیزابه‌هایی که از ژرفاها و از تاریکی‌های تاریخ سر بر می‌آورند و پهنه‌های زمان را درمی‌نوردند تا گذشته‌های ما را به اکنون مان بپیوندند و اکنون‌مان را به آینده‌ها. شاهنامه پلی است شتوار و ستبر و سترگ، برآورده بر مغاک‌های زمان و رشته پیوندی است ناگسستنی که پیشینیان را با پسینیان پیوسته و همبسته می‌دارد. از آن است که این نامة نامور را شیرازه و شالودة تاریخ و فرهنگ ایران می‌توانیم دانست؛ تاریخ و فرهنگی گشن‌بیخ و گران‌سنگ، برین پایه و فزون مایه که بستر و بهانة ناز و نازش هر ایرانی است راستی را، اگر شاهنامه نمی‌بود ما آنچه هستیم نمی‌توانستیم بود و همانند تیره‌ها و تبارهایی دیگر، در سایه‌های دامن‌گستر تاریخ و گردهای گیتی نورد گسسته نشانی و شکسته نامی گم می‌شدیم و از یادها می‌رفتیم و بر بادها. در این پژوهش که نگارنده روش توصیفی تحلیلی را برای آن گزیده برآنیم تا ویژگی‌های فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی شاهنامه را بررسی کنیم و تلاش کردیم تا حد ممکن از منابع دست اول و معتبر مکتوب قدیمی و جدید همچنان از نظریات مفید بزرگان و متخصصان این رشته به صورت دقیق استفاده کنیم.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Popular culture in Ferdowsi's Shahnameh

نویسنده [English]

  • shadmohammad sahak
Bachelor of Persian Language and Literature, Hakim Nasser Khosrow Balkhi University, Baghlan, Afghanistan.
چکیده [English]

Shahnameh. , without any extravagance or presumption, without any pretensions, it is the letter of Verjavand and unlike the culture of Iran; It is a raging sea and a vanishing border, in which the waves of the millennia, the story and the novel, great and mighty, glorious as a mountain, are rolling in each other; The risers that rise from the depths, from the darkness of history; They raise their heads; They span the time zones; To connect our pasts to our present and our present to our futures. Shah nameh ; It is a bridge, fast and strong, meeting the chasms of time and an unbreakable thread that connects the past with the past. It is because of this that we can consider this famous letter as Shiraz and the foundation of Iran's history and culture; The history and culture of Goshen Bikh and Precious, are the basis and the growth of the material that is the bed and excuse for the cuteness of every Iranian. The truth is, if it were not for the Shahnameh, we would not be what we are and like other clans and clans, in the shadows of history. And we were lost in the rounds of Gitti, with a broken address and a broken name, and we were lost in the memories and on the winds. This article was prepared by the invitation of the Academy of Sciences of the Republic of Tajikistan on the occasion of the international symposium of Hakim

کلیدواژه‌ها [English]

  • Shahnameh
  • Shahnameh geography
  • Shahnameh history
  • folk culture
  • Ferdowsi
استاریکوف، (بی‌تا) (1384)، فردوسی و شاهنامه، ترجمة رضا آذرخشی، تهران: سازمان  کتاب‌های جیبی
استروس، لوی؛ کراپ، الکساندر؛ کازنوو، ژان؛ آبراهام، کارن (1377) جهان اسطوره شناسی، ترجمة جلال ستاری، تهران: مرکز
اکبریان، مهراب (1373) شاهنامة فردوسی پدیدة بزرگ فرهنگی درتمدن جهان، تهران: مرکز مطالعات ایران
حسینی، زهران (1388)، اسطوره‌ها و جلوه‌های اساطیری در شاهنامة فردوسی، تهران: حق شناس
خالقی مطلق، جلال (1388)، سخن‌های دیرینه به کوشش علی دهباشی، جلد سوم، تهران: افکار
رنجیر، احمد (1363) جاذبه‌های فرهنگی فردوسی، تهران: امیرکبیر
ساکایی، یونس طغیان (1396)، در شناخت شاهنامة فردوسی، کابل: امیری
سرامی ، قدمعلی (1368)، از رنگ گل تا رنج خار، تهران: علمی و فرهنگی
سید صادقی، سید محمود (1394)، آداب و آیین در شاهنامة فردوسی، تهران: دانشگاه آزاد
صفا، ذبیح الله (1383)، حماسه سرایی در ایران، تهران: فردوسی
فرخد، مهدی سیدی (1399)، فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه، تهران: نی
فردوسی، ابوالقاسم (1382)، شاهنامة فردوسی، تصحیح عباس اقبال آشتیائی و همکاران، تهران: طلایه
کوپانس، ژان (۱۳۹۰)، درآمدی بر مردم شناسی و انسان‌شناسی، ترجمة حسین میرزائی، تهران: ثالث        
کویاجی، کوروجی جهانگیر (1371)، پژوهشی در شاهنامه، دولت خواه جلیل، تهران: زنده رود
نریمانی، اسفندیار (1398)، «آیین پذیرایی مهمان در شاهنامة فردوسی و اودیسة هومر»، مطالعات ادبیات تطبیقی، دورة 13، شمارة 52، صص 436-415